رفتیم حرم
سلام عمر مامان دیشب شوشو که دید حالم بد دلم گرفته منو برد حرم امام رضا رفتیم تو صحن رو فرشها نشستیم یک نی نی خوشگل اونجا بود داشت با خودش بازی میکرد بعد
من شروع کردم باهاش به حرف زدن اونم یواش یواش میومد طرفم و بعد دوباره برمیگشت طرف مامانش یواش به من نگاه میکرد
خیلی با نمک بود اونجا از ته دل دعا کردم خدا زود به همه ای مامانای منتظر نی نی بده مامانای عزیز برای شما سلامتی نی نیهاتون دعا کردم شماهم امین
بگید شاید خدا به ماهم نگاه کرد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رفتیم حرم
